از جمله این موارد با ارزش سلسله جلیله روحانیت است که سر سلسله آن انبیا سپس ائمه و بعد دانشمندان وارسته می باشند و چون این دسته در میان اقشار و طبقات جامعه از هر جهت ممتاز و برجسته و گرانبها و بی همتا هستند خواه نا خواه خطر تقلب و غش و نیرنگ های بزرگ در این صنف بیش از اصناف دیگر پدید میگردد.
اگر کسی در صنف خیاط و یا کفاش و یا نجار در کار خویش تقلب نماید،زیان این تقلب در مدت کوتاهی و به اشخاص محدودی خواهد رسید و جبران آن نیز ممکن و آسان خواهد بود.اما اگر کسی در سلسله روحانیت و دانشمندان تقلب نماید و مثلا ادعای پیغمبری نموده و یا بر خلاف و آئین حق کتابی بنویسد و یا اغراض تباه و خواسته های ستمگرانه خود را به جامعه تحمیل نماید و یا بدعتهای نا شایست را پایه ریزی کند بدون شک اینگونه زیانها قابل جبران نبوده و چه بسیار حقوقی که پایمال میگرددو چه بسیارجانها و مالها و اوقات گرانبها هدر میرود.
متاسفانه یکی از نقاط سیاه و ننگین تاریخ بشریت ،تاریخ پیامبران و امامان قلابی و روحانیون بدلی و تحلیلگران مصنوعی است که نمونه های ان در هر جائی و هر زمانی بوده و هست و عمده عواملی که اینگونه اشخاص منحرف را بر می انگیزد و می پروراند به شرح زیر می باشد:
1-جاه طلبی
عده ای تشنه و کشته آوازه و نامند و به امید اینکه در میان مردم نام و احترامی پیدا کنند حاضرند عقل و وجدان و شرافت خود را زیر پا بگذارند و همواره خود را بهترین معرفی کرده و معتقدند که همه مردم دنیا آنها را میشناسند.
2- جنون هدایتگران
عامل دوم جنون لیدر بودن و فضولی در کار دیگران است.و اتفاقا این عامل خطر ناک کم و بیش در همه مردم و در همه شئون زندگی بشر دیده شده است.و همین دیوانگان هستند که به خاطر جنون هدایت عده ای و بخاطر برداشتن ابرو چشم را کور کرده و یا قیصریه را به آتش می کشند.
اینان بدون شرایط و صلاحیت راهنمائی و هدایت را بر عهده گرفته در هر کاری دخالت می نمایند و خودشان فکر میکنند واجد شرایط هستند و کسی نیز بهتر از آنها پیدا نمی شود و پیوسته در جهل مرکب غوطه ورند.
خطر ناک تر اینکه این دسته پاره ای از شرایط را واجد شوند و یا همه شرایط را به طور ناقص و نیمه کاره فرا گرفته و سپس بخواهند مانند یک دانشمند ورزیده و متخصص آن فن دخل و تصرف و حل و فصل نمایندو دست به اصلاحات زنند.و بدتر اینکه حس حسادت و غرور و خود پسندی چشم و گوش آنها را کور کند و قادر به درک حقیقت نباشند.
در این حالت به حقوق دیگران تصرف نموده و از حریم خود تجاوز می نمایند
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تو است عرض خود می بری و زحمت ما میداری
3- فریب رهروان
عامل سوم که شاید بدون اغراق بیش از همه عوامل موثر و کارگر باشد عامل بیسوادی و حماقت و کم رشدی و سادگی و زود باوری توده های مردم است که زمینه را برای هر تقلبی آماده می سازند.
جاعلین و سوء استفاده کنندگان در تمام میدانها میکوشند تا در درجه اول در عقل و افکار و احساسات و تمایلات رهروان خود نفوذ کرده و پس از تسلط و تسخیر افکار مردمان مورد نظر خود آنها را پروانه وار به دنبال خود کشیده و این تسخیر شدگان نیز بدون اینکه خود متوجه باشند تمام نیرو و توان و صداقت خود را در راه اجرای دستورات و خواسته های شیادان به کار می برندو شگفت اور ایتمه این رهروان اینهمه زبونی و سر سپردگی را یک وظیفه حتمی و سعادت بشری می دانند.
در خاتمه بایستی چشم و گوش ظاهر و باطن را کاملا باز نموده که به دنبال هر صدائی نرفته و فریب هر شعاری را نخوریم و عقاید و مذاهب ساختگی و بی اساس را کنار بگذاریم و همه به خالق هستی گرویده انسانیت را سر لوحه زندگی قرار دهیم.


