اما ديده هاي من:
با توجه به اينكه اصفهان به عنوان پايتخت اسلامي جهان معرفي شده است و سرمايه گذاري عجيبي هم در آن صورت گرفته(منهاي زرنگ بودن خود اصفهاني ها) فقط عكسها را ميگذارم و آنهائي كه جالب است توضيح ميدهم.
عكاس خودم
شب زاينده رود

شب سي و سه پل
ميدان و مسجد امام

دروازه هاي قديمي و سنگي ميدان نقش جهان

عمارت چهل ستون

موزه آثار طبيعي كه واقعا زحمت زيادي در گردآوري آثرهاي طبيعي شده است

كوي آتشگاه

باغ پرندگان

عمارت عالي قاپو(اين تصوير متعلق به سقف سالن آواز مجموعه در طبقه فوقاني ميباشد،اكوستيك)
و اينهم عكس هنري بنده از غروب زاينده رود

از روي نقشي در طاق بستان
زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستارهشناس دانسته شدهاست. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بودهاست ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاههای فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در شرق ایران دانستهاند که احتمال این که از شرق ایران بوده باشد بیشتر است . پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسبشاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور برابر با یازدهم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.
تبار زرتشت:
جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فریهیمرَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَتواسْتَرَه، اورْوْتَتْنَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود.
هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او روحانی، پسر دوم جنگجو و پسر سوم شبان بودهاست.
لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمدهاست صفت یا عنوان پیغمبر میباشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از ان نیست که مخلوقی از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مهآبادیان نامیدهاند.
انديشه زرتشت:
زرتشت آزادی و اختیار را گزینشی برای مردم میداند. بهره کار هر کس همانست که انجام میدهد جبری برای اشخاص نیست نیکی اشخاص جز بهرهئی از نیکوئی و شر اشخاص جز شری برای وی نخواهد بود. هرمزد یا اهورامزد در این آیین خدا هست و اهریمن هم دیو است.
آتشكده زرتشتيان در يزد:
در بدو ورود حياط بزرگ و زيبا با درختان كاج و يك حوض پر از آب دايره اي شكل خود نمائي ميكرد .براي ورود به داخل مجموعه حدود ۷ پله بالا ميروي تا داخل تالار آتشكده بشوي.
قدمت آتش اين آتشكده به ۱۵۰۰ سال ميرسد
در و ديوار از نوشته هاي قاب شده از پيامبر ايراني زرتشت نصب گرديده كه مطالعه در آنها نياز به تعمق و تفکر دارد و در كل انرژي مثبت نيز به انسان میدهد.آتش که گویا قدمت آن به ۱۵۰۰ سال میرسد و در تمام این مدت روشن بوده است توسط روحانی آتشکده با چوبهای گردو،زرد آلو و... که دیر سوز هستند روشن نگه داشته میشود و خاکستر حاصل از آن نیز بیرون ریخته میشود.آتش در تالار و پشت شیشه در اطاق دیگری واقع شده است. و اما تعريف فروهر:
فروهر جایگزینی برای اهورامزدا نیست
این واژه در زبان اوستایی فر وَشی "farvashi" در زبان پارسی هخامنشی فر وَرتی "fravarti" و در زبان پهلوی فر وَهر "fravahr" خوانده میشود .
نماد میهنی
دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان میدهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه میدانستند و پرچم های خود را به نما و سیمای شاهین میآراستند.
نماددین زرتشت
ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ پیکرهای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بنمایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد.
در نگاره فروهر دو نیروی همیستار (مخالف) «سپنتامینو» (نشانه خوبی) و«انگره مینو» (نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو دارد و بسوی او میرود به انگره مینو پشت کردهاست .
ویژگی ها:
۱- چهره فروهر همانند آدمی است ،از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد .
۲- دو بال در پهلوها که هر کدام سه پر دارند این سه پر نشانه سه نماد پندارنیک، گفتارنیک، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.
۳- در پایین تنه فروهر سه بخش، پرهایی بسوی پایین است ،که نشانه پندار و گفتار و کردار نادرست ویا پست میباشند، از اینرو آنرا، آغاز بدبختیها و پستی برای آدمی میدانند.
۴- دو رشته که در سر هر یک گردی (حلقه) چنبره شدهای میبینیم ،در کنار بخش پایینی تنه میباشند که نماد سپنتامینو و انگره مینو هستند ،که یکی در پیش پای و دیگری در پس آن است. و این رشتهها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند ؛این نشانه آنست که آدمی باید به سوی سپنتا مینو(خوبی)پیش رود و به انگره مینو(بدی) پشت نماید.
۵- یک گردی (حلقه) در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این نشان، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.
۶- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده سپاس و ستایس اهورمزدا و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی میباشد.
۷- در دست دیگر گردی (حلقهای) دارد که نشانه، وفاداری به پیمان (عهد) میباشد و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است .
زيارتگاه چَکچَک یا چکچکو
یکی از زیارتگاههای مهم زرتشتیان است. این زیارتگاه که زرتشتیان به آن پیرسبز نیز میگویند در استان یزد و در کوههای میان اردکان و انجیره قرار دارد . زرتشتیان هر ساله از روز ۲۴خرداد به مدت چهار روز در این زیارتگاه دور هم جمع شده و به نیایش میپردازند. فاصله این زیارتگاه تا شهر یزد ۴۸ کیلومتر است.

زيارتگاه پير ناركي:
زيارتگاه زرتشتيان كه گفته ميشود ناز بانو (دختر يزد گرد سوم)در آنجا و در دل كوه غيب شده است.

با توجه به درج جمله اي در آتشكده مبني بر "زرتشتيان آتش پرست نبوده و نيستند و يگانه پرست هستند و آتش را نشان گرمي ميدانند در پست بعدي پس از مطالعه مطلبي تحت عنوان آتش و زرتشت خواهم گذاشت.
یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «شهر دوچرخهها» و «شهر شیرینی» نیز شهرت دارد.
میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشت، ساعت مارکار و مسجد جامع یزد از اماکن دیدنی شهر است.
شهر یزد یکی از هفت کلانشهر های ایران میباشد .برخی از مورخین بنای اولیّهٔ شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده است و به اعتقاد عدهای دیگر از تاریخ نویسان در دورهٔ ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (421-339 م) در این محل شهری بنام «یزدانگرد» بنا گردیده است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می باشد.
مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را ایساتیس خواندهاند که احتمالا بعد از ویرانی شهر کهن «کته» پدید آمده است. پس از ظهور اسلام و گرایش مردم ایران به دین اسلام به یزد لقب «دارالعباده» داده شد.
یزد به معنای پاک و مقدس و یزد گرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به معنای شهر خدا و سرزمین مقدس است.
اولین بار نام یزد در کنار اسم چینی تخمه یکی از همرزمان داریوش آورده شد.
فرهنگ، زبان و گویش مردم یزد
مردم یزد به زبان فارسی رایج با پارهای ویژگیهای گویشی سخن می گویند و بسیاری از واژهها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کردهاند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدان به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکانشان سخن میگویند و بویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام میدهند. گویش یزدی بخشی از فارسی دری (فارسی خالص و اولیهٔ ایرانیان) است.
محله های قدیم استان یزد
مشخصترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، منارهها و گنبدها مشخصترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنککردن فضای ساختمان به کار میرفته است.بافت و ساخت معماری ویژهٔ منطقهٔ یزد از بارزترین نمونههای معماری خاص اقلیمهای گرم و خشک در جهان است. خانههای قدیمی در جهت قبله ساخته شدهاند. با این جهت گیری فضاهای تابستانی و اتاقهای زمستانی به طرزی مفید پیرامون حیاط مرکزی قرار میگیرند.
حیاط مرکزی اصلی ترین فضای خانهٔ یزدی است. حوض آب در وسط حیاط قرار گرفته است و باغچه ها دور تا دور آن با درختانی که نیاز کمی به آب دارند همچون اَنار، اَنگور، اَنجیر و پسته که علاوه بر سبزی خانه و تامین سایه و خنکی هوا از خشکی هوا نیز میکاهد.
اقلیت های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودیها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسهای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّهٔ عیش آباد، محلّهٔ نعیم آباد، کوچهٔ بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّهٔ اَهَرستان ساکن هستند.
منابع:سايت يزد شناسي
و اما دیده های من:
در سفری که اخیرا به استان یزد داشتم به شهر های میبد،مروست(شهرستان خاتم) و بساب( در شرق استان بعد از بافق ) مراجعت نمودم.بحمد الله میزان بارندگی خوب و کنار جاد ه هم خیس و هم سر سبز بود .عصر مورخ ۱۷/۴/۸۶ از آتشکده یزد دیدن نمودم که بخاطر جذابیت آن مطالبی را که اخیر یاد گرفتم در یک پست مجزا قرار خواهم داد .ذیلا چند عکس از استان یزد:

قرن هشتم شامل تكيه،حمام ،خانقاه،ميدان،كاروانسرا،آي انبار و مسجد
دوران قاجار و داراي دو بادگير به ارتفاع ۱۸ متر


در سال ۱۲۸۶ بنا گرديده و در گذشته خانقاه نعمت اللهي بوده است.
توضيح :عكسها متعلق به من نيست و اثر هنرمند امير رضا معين فر ميباشد.
عوارض طبیعی
( ارتفاعات ، رودخانه ها ، قنات ، چاه و چشمه ها(اعم از فصلی و غیر فصلی ) سرچشمه رودخانه و منتهی به . شهرستان چابهار تماماً بخشی از حوزه آبریز بزرگ دریای عمان را تشکیل می دهد آن بخش از این حوزه آبریز که در این شهرستان واقع شده است را حوزه آبریز رودخانه های سرباز ، کاجو ، کهیر وراپیچ تشکیل می دهد که از ارتفاعات مگران سرچشمه گرفته و از شمال به جنوب جریان دارند و در انتها به دریا می ریزند ، از نظر هیدروژنولوژیکی محدوده شهرستان چابهار را هفت محدوده مطالعاتی تشکیل می دهند . در این شهرستان در حال حاضر تقریباً تمام بهره برداری از منابع زیر زمین صورت می گیرد ولی این منابع شدیداً وابسته به جریان های سطحی می باشند و بهمین دلیل منابع حساس و آسیب پذیری می باشند .
منابع تامین آب و حوزه آبریز و شبکه رودخانه ها
آب این شهرستان ازطریق 1042 حلقه چاه 13 رشته قنات ---رشته چشمه با میزان آبدهی5/95 میلیون متر مکعب و رودخانه های سرباز و- با میزان آبدهی متوسط سالانه 500 هزار میلیون متر مکعب تامین می شود.
اقلیم
شهرستان چابهار دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک می باشد . میانگین بارش سالانه در این شهرستان 2/114میلی متر و متوسط دمای آن در سال 82 از8/40 + الی 8/9+ درجه سانتی گراد در تغییر است .
زبان و مذهب
مردم شهرستان چابهار به لهجه بلوچی تکلم میکنند و فارسی محلی نیز در منطقه رایج است. در این شهرستان ۶۵/۹۹ درصد جمعیت آن را مسلمانان سنی تشکیل میدهند .
چشمههای گِلفشان چابهار پدیدهای طبیعی در جنوب شرقی ایراناند. این گلفشانها در جنوب استان سیستان و بلوچستان قرار دارند.
پدیده طبیعی گلفشان در شمال غربی شهرستان چابهار در دشت گستردهای به نام کهیر وجود دارد که با پرتاب گل همراه با متصاعد شدن گاز از اعماق زمین به وجود آمده و نظر هر بینندهای را به خود جلب میکند. این پدیده که بر اثر عوامل مهم زمینشناختی و بیانگر فعالیتهای زمینساختی منطقه است در طول سالیان متمادی تپهای از گل به وجود میآورد که هیچ گونهای از گیاهان در این خاک رشد و نمو نمیکند. پدیده گلفشان، تپه خاکستری رنگی به شکل مخروط ایجاد کرده که به علت مسطح بودن زمین منطقه از فواصل دور قابل رویت است.
مرکز شهرستان ۲۱۰ هزار نفری چابهار در ۶۷۰ کیلومتری جنوب زاهدان واقع است.
منبع .ويكي پديا و پورتال استان سيستان و بلوچستان.
و اما ديده های من:
خوشبختانه پس از هشت سال رفت . آمد به استان بارندگی ها خوب و مردم خیلی راضی بودند.انشاءالله مار و کسب مردم هم بهتر بشه.
اما چند جای تاریخی چابهار که من در این چند ساله رفته ام :
۱-قلعه پرتقالی ها -۲-مسجد و ساحل تیس- ۳- دریای بزرگ ۴- مرکزپرورش تمساح پیشین-۵-بندر کنارک-۶-منطقه آزاد چابهار-۷-سد پیشین-۸-بندر گواتر
دیدن هر یک از مناطق بالا خالی از لطف نیست.توضیحات بیشتر را متعاقبا اضافه خواهم کرد.با كليك بر روي عكسها ،توضيحات ظاهر ميگردد.همچنين عکسهای من در قسمت عكسهائي كه من گرفتم وبلاگ ملاحظه فرمائید.


لرستان، استانی است در غرب ايران این استان ۱۷۵۸۶۲۸ کیلومتر مربع مساحت دارد و جمعیت آن در سال ۱۳۸۶ بالغ بر ۱۸۲۸۳۳۴ نفر گزارش شده است . لرستان سرزمینی کوهستانی است و غیر از چند دشت محدود، سر تا سر آن را كوه هاي لرستان پوشانده است. این منطقه، یکی از سکونتگاههای قدیمی بشر است و مفرغ لرستان از شهرت باستان شناسی زیادی برخوردار است.
تاريخ:
آثار به جای مانده در غارها و دره های لرستان، سکونت بشر را از دست کم از هزاره چهارم قبل از میلاد در این ناحیه نشان می دهد. کاسی ها ساکنان بومی لرستان پیش از رسیدن ماده ها و آمیختن با آنها بود.
آثار باستانی و پیش از تاریخ، سابقه زندگی قبایل را در بخش غربی استان، بیش از شرق آن نشان می دهد. اما سابقه شهرنشینی در شرق استان بیش از ناحیه غربی آن است. در دوره های هخامنشی تا ساسانیان، لرستان بخشی از سرزمین بزرگ پارس بود. پس از اسلام و از زمان خلفای عباسی، بخش های مرکزی و غربی لرستان بصورت حکومتی خود مختار تا چندین قرن اداره می شد که حاکمان این دوره با نام اتابکان لرستان شناخته می شدند. امویان بروجرد را مورد توجه قرار دادند و در زمان حاکمیت ابی دلف بر غرب ایران (۱۵۰-۲۲۶)، مسجد جامع این شهر را بنا نهادند. در دوره سلجوقیان نیز بیشتر شرق لرستان مشتمل بر بروجرد و جاپلق مورد توجه بود و سایر نواحی لرستان بصورت خود مختار باقی ماند. در قرن پنجم قمری نبردهایی بین دیلمیان و سلجوقیان در منطقه بروجرد به وقوع پیوسته و علا الدوله دیلمی سپاهیان خود را در این ناحیه سازماندهی کرده است.
سپاهیان مغول و نیز تیمور بارها لرستان را مورد تاخت و تاز قرار دادند و شهرهای آن را غارت و ویران نمودند. بنا بر آنچه در که در وبگاه "فرهنگ نیاکان ما" آمده، کتاب "حبيبالسير" در شرح اقدامات تیمور در ۷۸۸ قمری می نویسد: «با لشکر به جانب لر کوچک در حرکت آمد، وروجرد را از جهات و اموال مجرد کردند و خرمآباد را غمکده گردانيدند.
منابع:http://www.lirestan.org
و دیده های من:
به دلیل کمی وقت تنها توانستم از قلعه فلک الفلاک بازدید نمایم

قلعه ای زیبا ،استوار و با شکوه بر روی بلند ترین تپه شهر خرم آباد.دارای ورودی محکم با درب چوبی و دو حیاط و تالارها و اطاقهائی در اطراف آن.نام قلعه در قدیم شاپور خواست بوده و بعدا به دز بر و قلعه خرم آباد و نهایتا فلک الفلاک تغییر نام داده است.در قسمتی از قلعه چاهی با ديواره هاي سنگي به عمق ۴۰متر حفر گردیده که به چشمه گلستان میرسد و آب شرب را تامین میکرده است و اكنون نيز پر آب است.
بناي برج به دوره ساساني بر ميگردد و مصالح بناي آن خشت ،آجر،سنگ و ملات تشكيل داده اند.
متاسفانه قلعه در حال حاضر برنامه مقاوم سازي با هزينه اي معادل 50 ميليارد ريال دارد كه در حين حفاري لوله هاي سفالي آبرساني از كف در آمده است كه به آب انبار بزرگي هدايت ميشده است

و قدمت آن به دوره شاه عباس بر ميگردد كه مقرر شده با بي رحمي تمام زير خروارها بتن دفن شود. در مورد مقاوم سازي آن در فرصت مناسب خواهم نوشت.



