تبليغاتX
اسپریچو خارجی نیست ،یعنی پرستو
اسپریچو خارجی نیست ،یعنی پرستو
اسپریچو در گویش کرمانی یعنی پرستو
فرارسیدن نوروز باستانی وآغاز سال نو، این گرامی ترین یادگار نیاکان را خجسته باد گفته، سالی سرشار از تندرستی و شادکامی وپیروزی را برای همه نیک منشان وراستی جویان ایران و جهان ازدرگاه  پروردگار دانا  آرمان داریم.
ارسال در تاريخ دوشنبه سوم فروردین 1388 توسط مهدی
سابقه برپایی نوروز بسی طولانی بوده و بی‌اغراق هزاران سال از آغازین جشن‌های نوروزی در ایران باستان سپری شده و این ما، ایرانیان نیك‌تبار هستیم كه در درازنای این هزاره‌ها، خود و سرزمین‌مان و فرهنگ و تمدن دیرپایمان را در یك روز باشكوه ایرانی با نام نوروز پاس داشته و پاس می‌داریم.
ریشه‌های برپایی نوروز باستان از حد اسطوره‌ها و قصه‌های شیرین ایرانی فراتر است و جلوه‌های ارزشمندی در آن وجود دارد كه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد؛ اما آن‌چه بیش از همه به نوروز وزن و اعتبار می‌بخشد، در این است كه من و شما، پدران و اجدادمان و نیاكان ما، در تمامی روزگاران كهن، آن را با ارجمندی و عزت و سربلندی برپا داشته‌اند و آن‌قدر در جاودانگی و پایداری آن ایستادگی كرده‌اند، تا امروز ما به این سنت حسنه دیرپا دست یابیم.
"نوروز" جشن انسان است؛ آن‌هم نه به دلیل آن‌كه انسان در این روز آفریده شده است، بلكه بدان‌روی كه ما ایرانی‌ها آن را برای نشان‌‌دادن "انسانیت انسان" برگزیده‌ایم. "نوروز" فصل خودسازی انسان است، روز تجدیدنظر در رفتارها، كردارها و گفتارهای نیكو، اصلاح زشتی‌ها و تبدیل آن به خوبی‌ها و خیرات و حسنات است. به‌راستی كه "شكوه نوروز" در شكوه و عظمت انسان و در مهر و محبت مردم نسبت به یكدیگر است.
"شكوه نوروز" در این است كه ما مردم مسلمان و مهربان ایران‌زمین، بهترین زمان را برای تجلی همه زیبایی‌ها و خوبی‌ها و برای افشا و اهدای محبت به همدیگر و دادخواهی از هم برگزیده‌ایم؛ زیرا زیبایی و عشق و محبت و دادگری را می‌پسندیم و دوست می‌داریم. "نوروز" برای جشن و سرور و تبریك گفتن و تیمن و تهنیت‌گویی به هم است؛ نه به اجبار، بل به دلخواه و با اراده و از صمیم قلب، و این یعنی تقدیم محبت انسان‌های شریف كه در این جشن حضور دارند ـ همه مردم ایران‌زمین ـ زیرا هیچ‌كس، كسی دیگر را به این جشن دعوت نمی‌كند و همه انسان‌های ایرانی با هر نوع سلیقه و روحیه‌ای شركت داشته و خود میزبان و صاحب جشن باشكوه نوروز هستند، تا با هم سلامت، تندرستی، بهكامی، شادی و آرامش را در این دیار كهنسال تقسیم كنند و دیگر‌بار در سایه فرهنگی متعالی، "زندگی" ‌را دنبال نمایند.
شكوه دیگر "نوروز" آن است كه تمامی بافت نوروز در یك زمان خاص جلوه می‌كند و تمامی طبیعت هم پشتوانه‌ای كامل برای آن فراهم می‌آورد؛ خاك، زمین، آب و هوا، نسیم بهاری، گیاهان و سبزه و درخت، پرندگان، رودها و دریاها، نور خورشید، همه و همه پس از گذران زمستانی سرد و پربرف و طولانی، كامل‌ترین شرایط را برای نوروز پیروز فراهم می‌نمایند و می‌بینیم كه نوروز طبیعی‌ترین و انسانی‌ترین شكل برای برپایی جشن و شادمانی است.
اكولوژی سرزمین ما در آیین‌های نوروزی جلوه‌ای دیگر می‌یابد و در همه اكوسیستم‌های طبیعی و فرهنگی ما ایرانیان سختكوش و بیدار‌دل یافته می‌شود و جلوه‌های زیبایی از طبیعت متنوع را بروز می‌دهد. شكوه ارزشمند نوروز باستانی ایرانیان زمانی رخ می‌نماید كه در زندگی سنتی مردم ایران هر آن‌چه كه دارند و توانسته‌اند تاكنون نگاه دارند، به بهترین وجهی سامان داده و بر سفره نوروزی برای همگان می‌نهند و در این سفره ایرانی ایشان را با خویش همسفره می‌نمایند.
و "نوروز" مجموعه‌ای است از پدیده‌های فرهنگی و جایگاه آن گاهی به دشت و صحرا و كوه است و گاه در خانه‌های مردم. مجری خود مردم‌اند كه به‌ عنوان اعضای جامعه ایرانی شركت می‌كنند و با وجود تنوع فرهنگی كه در سرتاسر ایران موجود است، هركدام از اقوام عضو این جامعه ایرانی، بسته به نوع برخورداری از امكانات و با توجه به آیین‌های ویژه سنتی متعلق به همان قوم و قبیله آن را برپا می‌دارند؛ حتی در نحوه تهیه سور و سات نوروزی هم در این زمینه تنوعاتی به ‌چشم می‌خورد تا چه رسد به اعمال و رفتار و كردارهایی كه هركدام به‌ نحوی از انحاء با مراسم زیبا و پرشكوهی برگزار می‌شود.
"نوروز" مجموعه تمامی ویژگی‌های رفتاری، روانی، فكری و تجربی آحاد مردم ایران است كه به این سرزمین وابسته‌اند، مردمی كه در ایران‌زمین متولد شده‌اند، كار كرده‌اند و عاقبت در همین زمین سر بر خاك تیره سپرده‌اند و اگر به نقاط دیگری هم سفر كرده باشند، باز هم فرهنگ خویش را به آن دیار رسانده‌اند، فرهنگی كه در شمار ماندگارترین و پویاترین فرهنگ‌های جهان است و از دل ایران‌ سرافراز برآمده و بر دل دوستداران ایران هم نشسته است. و هرگاه از آن فرهنگ سخنی بر زبان جاری می‌شود، دل انسان به طپش می‌افتد، شادی بر جانش می‌افكند، وجود ایشان مالامال و لبریز از عشق به زادگاه این فرهنگ، یعنی "ایران" ‌می‌شود و آن‌گاه با قطره اشكی به استقبال نوروز و خاطرات آن دل می‌سپارد.
لحظه تحویل سال از سال كهن به سال نو، برای ما ایرانیان متفاوت است و به اندازه‌گیری دقیق زمان بستگی دارد و زیبایی این پدیده زمانی روشن می‌شود كه آن را در مقیاس جهانی و در مقایسه فرهنگ‌های دیگر ببینیم. ایرانیان در هنگام فرارسیدن نوروز چنین مشكلی ندارند و لحظه گذر از سال كهنه به سال جدید در همه‌ جای ایران در یك لحظه و در همه جا یكسان است.
آری هنرمندان و شاعران هم از دیدگاه خودشان به ویژگی‌های فرهنگی نوروز می‌پردازند. شعر و ادب برترین خاستگاه فرهنگ و تمدن ایران بوده و می‌توان در این دو مقوله سنخیت‌های انسانی و آرمان‌های فردی و اجتماعی مردم ایران را ملاحظه كرد. با بررسی و مطالعه ادبیات و اشعار ایرانی پی می‌بریم كه شعرای ایرانی به بهانه‌های مختلف سر در جیب تفكر فرو برده و به سروقت این پدیده زیبا و فراموش‌ناشدنی، یعنی "نوروز" هم رفته‌اند و كمتر دیوان شعر ایرانی را خواهی‌ یافت كه در آن یادی از بهار و نوروز نشده باشد. شاعر ایرانی پیوستگی رابطه "انسان" با "طبیعت" و "زندگی انسان" را در این فصل و بهار چنان ستودنی پرورانده كه گویی هیچ‌گاه به‌جز پیوستگی در آن‌ها، در او چیز دیگر دیده نمی‌شود و در همین عهد و زمان است كه غریزه انسانی ایرانیان به آفرینش زمین و زمان، انسان و هستی‌اش، آفرینش مخلوق و آفریدگار جهان پیرامون می‌اندیشد.
"ایران" یكی از پیشروترین كشورهای چند‌فرهنگی در جهان است كه در آن بیش از دویست نوع قوم و قبیله و ایل و تبار و طایفه از كرد، لر، بلوچ، ترك و ... تا عشایر خوزستان و بوشهر و مردمان ساكن در استان‌های مختلف است كه همه آنان دوش به دوش یكدیگر از هزاران سال پیش در كنار هم زندگی می‌كنند، زاد و ولد می‌نمایند، به یكدیگر عشق می‌ورزند، و از همه والاتر از ایران سرافراز پاسداری می‌كنند و هریك از آن‌ها همچون گل‌های رنگین در باغ سرسبز ایران‌زمین می‌رویند و سبز می‌شوند، میوه و محصول می‌دهند و با رنگ و بویی خاص از فرهنگ دیرینه‌شان "نوروز" را گرامی می‌دارند، و این "نوروز باستان" و عید نوروز، مهم‌ترین حلقه پیوستگی اقوام ایرانی به یكدیگر است و آنان در هر كجای ایران بدون توجه به تفاوت‌های مذهبی، زیست‌محیطی، عوامل جغرافیایی و اقلیمی و یا زبان ویژه خود، آن را جشن می‌گیرند.
سابقه تاریخی برگزاری جشن‌های نوروز از عهد هخامنشینان و اشكانیان است و در دوران ساسانیان و سلطنت شهریاران ساسانی، نوروز گرامی داشته می‌شده است. به شهادت تاریخ، حضرت‌ محمد(ص) و حضرت ‌علی(ع) و بزرگان و خلفای اسلام هم پس از ظهور دین اسلام نوروز را پاس می‌داشته‌اند. حتی در دربار عباسیان، نوروز عظمتی خاص داشته و نوروز بزرگ با سنت‌های اسلامی باشكوه و جلال دیگر برپا داشته شده است.
سامانیان، دیلمیان (آل‌ بویه)، آل زیار، سلجوقیان، صفویه و پس از آن، به پاسداشت و نگهداشت نوروز و دلبستگی خویش به آیین‌های نوروزی همچون نیاكان خود همت كرده و مراسم نوروز را با شكوه خاص برگزار كرده‌اند. آنان برای سنت‌های نوروزی تشریفات خاصی را قائل بوده و در اواخر سال كهنه كم‌كم خود را برای بزرگداشت نوروز آماده می‌ساخته‌اند. بنا بر عقیده شیعیان، "نوروز" همان روزی است كه علی‌بن‌ ابی‌طالب(ع) به جانشینی پیامبر اكرم(ص) برگزیده شده و بر مسند خلافت نشست، این زمان مصادف بود با حوت (اسفند) سال 290 هـ.ق و روز چهارم از خمسه مسترقه* و برابر با اولین روز امامت ایشان كه طبق محاسبات نجومی،‌ روز اول فروردین است.
این امر هنوز در اعتقادات مردم اردبیل و روستاهای مجاور آن وجود داشته و بدین جهت نخستین روز سال نو را به ‌نام روز ولایت علی(ع) دانسته و جشن می‌گیرند و این خود بیانگر بخشی از اعتقادات ملت رشید ایران و مطابق دانستن اعیاد مذهبی با اعیاد ملی است، و اینك "ایران" جلوه‌گاه تمدن و فرهنگ ایرانیان و مظهری جداناپذیر با اعیاد و سنت‌های دیرین است و هیچ‌گاه جشن نوروز و سایر اعیاد از بدنه آن جدا نخواهد شد.

* پس از آن‌كه برحسب تاریخ، مصریان سال را به 12 ماه و 30 روز تقسیم كردند، 5 روز اضا‌فه ماند كه آن را خمسه مسترقه یا پنجه دزدیده ‌شده گفته‌اند كه با زمان اسطوره آفرینش در ایران كه به 12000 سال تقسیم می‌شده ارتباط دارد كه به 4 بخش 3 هزار ساله تقسیم می‌شده است كه هركدام را "گاه" و جمع آن‌ها را "گاهنبار" می‌نامیده‌اند. (تاریخ ایران، تألیف: كریستین سن، ترجمه: ژاله آموزگار)
ارسال در تاريخ دوشنبه سوم فروردین 1388 توسط مهدی
قالب وبلاگ